پیش از این هم نوشتم ولی باز در پاسخ به دوستم مينويسم؛ با تغییر دولت و عزیمت مدیرعامل وقت ایسنا به انگستان جهت ادامه تحصیل، صلاح دانستم که جهت کسب تجربه بین المللی در حوزه رسانه به خارج از کشور بروم و از پذیرش مدیریت روابط عمومی وزارت ارتباطات امتناع ورزيدم، ولی به دليل آنكه فارغالتحصيل دانشكده مخابرات هستم و به جهت تعهد کاری كه به وزارت فخیمه ارتباطات داشتم (البته در حال حاضر درخواست خرید تعهدم را ارائه کردهام) همچنين قولی که به دوست بسیار خوبم هاشم ساعدی (مدیرکل دفتر وزارتی) داده بودم برای مدت زمانی هرچند کوتاه (۱۴ماه) عهده دار مدیریت ارتباطات با رسانه های وزارت شدم.
پذیرش مدیریت دولتی و درگیر شدنم با حوزه اجرا، توانست تا حدودی مشکلات حیطه مدیریت دولتی را برایم آشکار کند ولی به جهت خصوصیات رسانه ای که هنوز هم در وجودم حس می کنم اطلاع رسانی شفاف را با راه اندازی سایت وزارت و سیتنا ادامه دادم (اگرچه بعد از جدا شدنم از وزارت تغییر مسیر داد) و از هدفي كه در ذهنم ميژرورم دور نشدم. ولي معتقدم که بسیاری از مدیران ما با همه مشکلاتی که در حیطه کار دولتی وجود دارد به آنچه می گویند اعتقادی ندارند و منافع مدیریتی است که آنها را کنار هم گرد آورده است.
من نیز نتوانستم با این مدیران که منافع خود را بر منافع مردم ترجیح میدهند ادامه دهم، هم اکنون نیز در مرکز پژوهش های مجلس تلاش میکنم که با دید فنی راه حلی برای مشکلات پیش روی مخابرات بیابم و خصوصیات رسانهای خود را نیز حفظ نمودم و با جلسات مستمر با ارباب رسانه آنچه در ذهنم میگذرد را با آنها مرور میکنم.
مطالعه میکنم و برای ادامه تحصیل آماده میشوم که اگر روزی بازهم توفیق خدمت به مردمم در هر جايگاهي را یافتم بیشتر بتوانم موثر باشم.

کامنت عطا خان: جناب مسعود خان گل، از اينکه به وبلاگ من سر زدي ممنونم. اگه ممکنه ميخوام يه کاري بکني. بنويسي که مسعود فاتح ايسنا با مسعود فاتح وزارت خونه چه فرقي کرده؟ اگه فرقي کرده، عواملي که باعثش بودن چي بوده؟ فکر کنم براي خيلي ها اين موضوع جالب باشه. مخصوصاً براي اوناييکه بيرون گود نشستن و براي من به عنوان يک ناظر بي طرف تشنه کسب تجربه :)
