در ارديبهشت ماه سال ۱۳۵۷ در شهرستان شاهرود در خانوادهاي فرهنگي و مذهبي ديده بر جهان گشودم. تحصيلات مقدماتي را در تهران گذراندم و پس از بازگشت به زادگاهم ادامه مسير علم آموزي را در اين شهرستان طي كردم. با تحصيل در مدرسه راهنمايي نمونه علامه طباطبايي و دبيرستان نمونه علامه حلي براي ورود به دانشگاه آماده شدم.
در سال ۱۳۷۶ جهت آغاز تحصيلات دانشگاهي وارد دانشگاه تهران شدم و از همان نخستين روزهاي آغاز تحصيلات دانشگاهيم به فعاليت سياسي - فرهنگي در قالب نهادهاي موجود در دانشگاه علاقمند شدم و با شركت در جلسات بحث و تبادل نظر پيرامون مباحث روز همكاري خود را با اين نهادهاي دانشجويي آغاز كردم. چند ماهي نگذشته بود كه با اعلام نتايج رشتههاي بورسيه جهت تحصيل در رشته مخابرات عازم اصفهان شدم و در تمامي سالهاي تحصيلم در اصفهان همكاري خود با نهادهاي فرهنگي دانشگاهي ادامه دادم.
در اواسط سال 1378 موسسه فرهنگي – خبري دانشجويان ايران، وابسته به جهاددانشگاهي در تهران شكل گرفت و من نيز با سابقه فعاليتي كه در انجمن اسلاميدانشجويان دانشگاهها داشتم در تير ماه 1379 پس از انتقال تحصيلي به تهران وارد اين خبرگزاري شدم تا در سنگري ديگر و در كنار ساير دانشجويان برگي ديگر از تاريخ رسانه يي كشور را ورق بزنيم.
با توجه به اينكه در آن زمان خلاء اطلاع رساني در زمينههاي علمي در كشور ملموس بود و قلم زدن دراين زمينه را بسيار موثر و زيرساختي ميدانستم وارد سرويس علمي ايسنا شدم و به عنوان خبرنگار فعاليت خود را آغاز نمودم.
تخصص دانشگاهي اينجانب در شاخه مخابرات، من را واداشت تا در گرايش خبري فناوري اطلاعات و ارتباطات وارد شوم چون بر اين نكته باور داشتم كه اطلاع رساني در اين زمينه گرچه به دليل ناآشنايي عموم با مقوله ICT فرسايشي است اما در نهايت مسير خود را يافته و سريع تر از ساير شاخههاي علوم حركت خواهد نمود.
در آن زمان تنها برخي از سايت هاي علمي و روزنامههايي انگشت شمار از اخبار فناوري اطلاعات ايسنا استفاده مينمودند، اما سپري شدن زمان، توجه اركان قدرت به اين شاخه از علم و سرمايهگذاري در اين زمينه باعث شده تا توجه عموم به اين مقوله متمركز شود و رسانهها نيز به اين نياز خبري جواب مثبت دهند و اخبار فناوري اطلاعات و ارتباطات نيز سهمياز فضاي رسانهيي آن دوره را به خود اختصاص داد.
راه اندازي سرويس خبري مستقل در ايسنا با عنوان فناوري اطلاعات و ارتباطات در 28 ارديبهشت ماه 1381 حركتي نو در اطلاع رساني اين حوزه را نويد ميداد.
همكاران اينجانب در سرويس فناوري اطلاعات با نگاهي جامع و كارشناسانه به حوزه فناوري اطلاعات، به انعكاس وقايع، رخدادها و اخبار اين حوزه همراه با گفت وگوها و گزارشهاي متمركز در اين حوزه پرداختند .
امضاي اعلاميه اصول جامعه اطلاعاتي از سوي ايران در ژنو، ما را برآن داشت تا در راستاي تبيين اهداف اين اعلاميه فرهنگ سازي براي حضور موثر ايران در اجلاس جامعه اطلاعاتي بعدي با حمايت موثر مديريت ايسنا، اين سرويس راتوسعه داده و با عنوان عامتر جامعه اطلاعاتي، اخبار اين حوزه را نيز مورد توجه بيشتر قرار دهيم .
نگاهي علمي به حوزه رسانه و استفاده از نظر كارشناسانه اساتيد ارتباطات ما را به آن داشت تا در ماههاي آغازين 1384 با ايجاد زيرشاخه رسانه به اطلاع رساني در اين زمينه در راستاي بهبود وضع رسانه در كشور به عنوان ركن اصلي جامعه اطلاعاتي در كشور بپردازيم .
نگاه مدبرانه مديريت ايسنا، به مقوله وبلاگ به عنوان منشاء تمام نشدني در جهت اطلاع رساني ما را بر ان داشت تا در ماههاي پاياني سال 1383 سرويس مستقل به عنوان نگاهي به وبلاگ ها راه اندازي نماييم و به انعكاس گوشهاي از نظرات وبلاگرها در مقولات مختلف بپردازيم .
در اواسط سال 1384 از دوستان خوبم در اين رسانه بيبديل خداحافظي كردم و جهت كسب تجربه كاري رسانهيي در سطح بينالملل عازم خارج از كشور شدم. در آن اثني ديداري با دكتر سليماني كه به سكانداري وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات منصوب شده بود داشتم ولي بنا به دلايلي از پذيرش مسووليت مديركلي روابط عمومي وزارت سر باز زدم ولي قول دادم كه هر زمان نياز شد در خدمت مجموعه قرار گيرم . نهايتا پس از اندك زماني با اصرار برخي از اطرافيان دكتر سليماني و تعهدي كه نسبت به مجموعه احساس ميكردم عهده دار مسووليت معاونت رسانهيي روابط عمومي وزارت شدم.
در طول مدت زمان مديريتم اطلاع رساني صادقانه و شفاف را در اولويت قرار دادم و با راهاندازي سيستم اطلاع رساني الكترونيك و ارتباطات مستمر با رسانهها از يك سو و انعكاس اطلاعات صحيح به مديران وزارت از سوي ديگر تمامي هر آنچه را كه در طول سالهاي فعاليت رسانهيي آموخته بودم عرضه نمودم.
ارتباط مستمر و روزانه مجموعه مديران وزارت با هر آنچه در رسانهها ميگذشت از طريق راهاندازي آيينه مطبوعات، انعكاس نظرات وزارت از طريق سايت رسمي وزارت و بيان نظرات غيررسي از طريق سايت سيتنا از جمله اقدامات اينجانب و دوستان خوبم در مجموعه اداره كل روابط عمومي وزارت بود.
شايد براي اولين بار در مجموعه روابط عموميها نقد به خود را به صورت منصفانه در راستاي ارتقاي سطح كارايي مديران به كار برديم كه مورد استقبال دكتر سليماني قرار گرفت.
پس از يك سال و اندي به دليل برخوردهاي نادرست برخي از مديران وزارت با رسانهها و عدم درك صحيح از وظيفه اصلي رسانهها به عنوان چشم بيدار مردم از سوي آنها از مسووليتم كناره گيري كردم و در حال حاضر در مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي مشغول انجام وظيفه ميباشم.

