
گفتني است طي تفاهم به عمل آمده از سوي تني چند از مديران وزارت ارتباطات و شركت زيرساخت با شركتهاي خارجي، سه شركت اروپايي از سالها پيش تجهيزات خود را در يكي ساختمانهاي مخابرات مستقر نموده و به انتقال مكالمات بينالملل مبادرت ميورزيدند. با روي كار آمدن دولت نهم، اين تخلف به اطلاع مديران عالي وزارت جديد نيز رسيد و نهايتا با بررسيهاي سازمان بازرسي كل كشور پرده از اين تخلف آشكار برداشته شد.
بازرسان سازمان بازرسي کل کشور در پيشنهادهاي اصلاحي خود در اين مورد، توصيه کردهاند که شرکت ارتباطات زيرساخت براي شناسايي پيمانکاران ارتباطات بينالملل نسبت به برگزاري فراخواني اقدام تا شرکتهايي که از نظر توان فني قابليت ارائه کيفيت خدماتي مناسب را برابر با توصيههاي بينالمللي داشته باشند، پيشنهادهاي خود را درخصوص نرخ ترافيک وارده و صادره کشور و همچنين تبادل ترافيک پاياپاي ارتباطات تلفن ثابت و همراه ارائه دهند. اين بهرهبرداران بايد اطلاعاتي شامل مشخصات شرکت، ميزان سرمايه، مستنداتي که اعتبار بينالمللي آنان را در زمينه تبادل ترافيک تأييد کند، سوابق، تجربه، تعداد مراکز بينالمللي در ديگر کشورها و شمار کشورهايي که با آنها تبادل ترافيک دارند، اسامي کشورها يا شرکتهاي مخابراتي بينالملل طرف قرارداد و ميزان ظرفيت موجود خود و اسامي کشورهايي را که قادر به ارسال ترافيک به صورت ترانزيت به سمت آن هستند را به شرکت ارتباطات زيرساخت اعلام کنند.
محمود حاجيلي دبير انجمن فناوري اطلاعات كشور كه جهت ادامه تحصيل در مقطع دكتراي مديريت دانشگاه بيرمنگام عازم انگلستان است در سايت آيتينويس به بررسي علل ضعف رسانههاي حوزه فناوري اطلاعات پرداخته است، در متن اين يادداشت آمده است:
فضای فعلی رسانه های ICT کشور دارای کسادی بسیار است که آن را به راحتی می توان لمس کرد که این مسئله می تواند ناشی از مسائل مختلفی باشد.
اول اینکه این کسادی شامل نبودن نیروی رسانه ای در صحنه است . اگر نگاهی به طیف آتی نویسان کشور بکنیم شاهد افرادی زیادی هستند که با بازی روزگار وارد حوزه خبر و اطلاع رسانی شده اند و الان در حال قلم زدن در این حوزه هستند. جالب اینجاست که این افراد با تخریب دیگران در سایتهای خود سعی در بزرگ نمودن خود دارند که این خود ناشی از یک فقر فرهنگی و انگ تک تاز بودن در صحنه است. این افراد که بدلیل نبودن و کمبود فعالان حوزه فناوری اطلاعات هم اکنون در حال جولان در این فضا هستند چه بسا موجب گمراهی مسیر خبر رسانی می شوند. البته دست این طیف رو شده است . چند وقت پیش داشتم آمار سایت چند تا از این افراد رو که ادعای آتی نویسی را دارند رو چک می کردم .دیدم که اینها برای بالا بردن آمار سایت از طریق موتورهای جستجو از کلماتی چون سکس و کلمات نامربوط با مطالب سایت استفاده می کنند که این خود نشان از تهی بودن این افراد است.
فقر نیروی رسانه ای یکی از مشکلات عمده است. البته نیروهای مناسب در حال حاضر و در گذشته همواره در صحنه یوده اند. استاد شکرخواه و چند استاد دیگر در این حوزه ، مسعود فاتح و تیم سابق ایشان در ایسنا ، ایمان بیک ، یکی دو ماهنامه در حوزه مخابرات ، تعدادی از خبرگزاریها و چند نفر که الان نام آنها را به خاطر نمی آورم از زحمتکشان حوزه خبر و تولید محتوی در حوزه ICT و جامعه اطلاعاتی هستند که واقعا جور دیگران را می کشند.
دومین عامل کسادی بازار خبر رسانی در این حوزه قطعا رکود فعالیتهای فناوری اطلاعات و جامعه اطلاعاتی در کشور و عدم حرکت در مسیر توسعه فناوری اطلاعات در کشور به دلیل حضور مدیران نالایق از دیگر عوامل کسادی این حوزه است.
سعيد ابوطالب،عضو كميسيون فرهنگي مجلس، ميگويد: ما هم بايد مثل كشورهاي ديگر دنيا در مورد ماهواره، راهي ميان آزادي تمام و ممنوعيت مطلق پيدا كنيم.
سعيد ابوطالب يكي از جوانترين و شلوغترين نمايندههاي مجلس است؛ كسي كه به لطف چند ماه گير كردن در دست آمريكاييها در عراق، يكباره معروف شد و بلافاصله از اين معروفيت استفاده كرد و به عنوان نماينده تهرانيها به مجلس هفتم رفت و الان يكي از اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس است.
با او در خانهاي قديمي در حوالي خيابان 17شهريور كه خودش درآن به دنيا آمده و الان هم ساكن آنجاست، 3ساعتي گپ زديم. البته ضبط در تمام اين مدت، دست خود او بود و فيلترينگ را خودش انجام ميداد.
بدين وسيله بر خود لازم ميدانم از دوست بسيار خوبم عليرضا علمي و همكارانش در اين تشكل صنفي كه با فعاليت و تلاش مستمر و صادقانه خود طي اين سالها زمينه رشد انجمن را فراهم نمودهاند تشكر نمايم.
عليرضا علمي از پتانسيل بسيار بالايي برخوردار است كه با استفاده از اين توان و گرد آوردن شركتهاي ارائهدهنده خدمات اينترنت در كنار هم نمونهاي از تشكل صنفي سالم را به نمايش گذاشته است.
چند روز پیش با یکی از مدیران سابق باشگاه استقلال جلسهای دوستانه داشتم که صحبت در خصوص دو تیم استقلال و پیروزی به درازا کشید.
چرا کار این دو تیم مردمی به اینجا کشید و چرا برخی به دنبال نفوذ در ارکان مدیریتی این دو باشگاه هستند و دست از سرشان برنمیدارند و حاضر به واگذاری این دو تیم به بخش خصوصی نیستند؟
همه بر این نکته آگاهیم که این دو باشگاه خیل عظیمی از هواداران را به دنبال خود می کشند و با نفوذ در ارکان مدیریتی این دو تیم میتوان از محبوبیت حاصله استفاده مطلوب نمود و این محبوبیت در برخی مواقع حساس از جمله انتخابات بسیار مورد استفاده خواهد بود.
لذا آقایان با حداکثر توان به دنبال نفوذ در این دو باشگاه هستند و سیاسی کردن ورزش را به نفع خود میدانند اما این تفکر در نهایت به ورزش کشور صدمات جبران ناپذیری وارد خواهد نمود.